کاغذ کاهی/ شعری از جلیل آهنگرنژاد

j1.jpg

سرشارم
از کاغذهایی
از جنس باران و پری
در خاطر خیابانی تلخ
که بوی ترانه ای ازلی را
به گنجشکهای فردا می فروشد
نت های نگاهی که دیروز
نت های صدایی که امروز
نت های آهی که فردا
پرسه می زنند
در رنگ
درنگ
تپش هات را
در دبستان های صبح
به کاغذهایی کاهی می دوزند
که از اهالی امروزند
که از روزند
روز
درختی است
بی باران و پری
بی اکنونِ رنگی ِروسری
که طعم جغرافیایی معتدل دردست
مست مست مست مست
خیابان می فروشد و
جار می بافد و!
خیال می زند!
من هنوز ...
موهایم سردم را
که در نسیم فردا می تکانم
پلک های ترا- باران باران - می ریزاند

/ 3 نظر / 31 بازدید
امین کمیلی

ممنون از زحماتتون ولی زیاد جالب نبود

گريه مكتوب

به نام خدای اشک سلام! وبلاگ “گریه مکتوب" شعر ها، شاعرش و مکتوباتش تشنه نقد اند و بررسی اند گاهی قطره ای بیت میچکد از گریه مکتوب گاه واژه هایش را پای یک تصویر میگریاند گاه سوالی است چکیده هایش و تازگی افتتاحیه دارد برای صفحه ی جدید به نام : “مختصر…” آب و جارو کرده وبلاگش را و تا شما بیائید نشسته ام دم در تارنما! http://tarsim.blog.ir

akbri

برای خوانش بیایید