روايتی ديگر از شامی کرماشانی

 

يكي از ويژگي هاي فرهنگي ما مشرق نشينان، نگاه ويژه‌ي تابويي به چهره‌هاي فرهنگي است چهره‌اي كه براي مخاطب پذيرفتني است اين پذيرش تا حد يك تابوي خاص فرهنگي بالا مي‌رود و ديگر از منظر‌هاي مختلف قابل نقد و بررسي نيست اين مسئله را در نٌه توي جامعه و در لايه‌‌هاي فرهنگي به راحتي مي توانيم جستجو كنيم اما نسل امروز بايد اين را بپذيرند كه دوران تابو سازي سر آمده و يا بقولي آنقدر رقيق شده كه مي‌توان به تجزيه و تحليل ، نقد و بررسي آنها پرداخت.

شاهمراد مشتاق وطن دوست يا همان شامي كرماشاني انسانی بود مثل همه انسانهاي دورو بر ما.اما با دو ويژگي: 1ـ روشندلي 2ـ قدرت آفرينشگري شاعرانه.روشندلي را اگر به حساب سرنوشت يا جبر طبيعت بگذاريم مي‌توانيم به ويژگي دوم اين هم ولايتي بپردازيم اما از زاويه‌اي كه هم مقول باشد و هم پذيرفتني كه ديگر مجالي براي تقدس و نقد ناشدني و تابويي وي فراهم نكنيم،و در پي‌ريزي روايتي تابويي از وي نباشيم.البته لازم است اين نكته را نيز ذكر كنيم كه در طول تاريخ ادبيات فارسي و كردي آثار فراواني بر جاي مانده است كه در حيطه‌ي نظم قابل بررسي است و اجازه ورود به ساحت شعر را پيدا نكرده اند.اما اين نظم ها در پي امري بودند و گاه نيز موفق از آب درآمده ‌اند با اين مقدمه موجز مي‌توان به آثار شامي در دو حيطه نگاهي اجمالي انداخت:

1ـ نظم  ۲-شعر

چرايي و چگونگي خاستگاه نظم را مي‌توانيم اشاره وار اينگونه بنويسيم كه اصولا نظم با همان ريتم و موسيقي خاصي كه دارد از كلام و زبان فاصله مي‌گيرد و قدري دلنشين تر مي‌گردد در طول تاريخ ادبي،از نظم براي داستانها،پندها و گاه اخلاقيات بهره گرفتند.در ديار ما نيز به سهو هر كلامي كه از وزن هجايي برخوردار بوده آن را شعر خوانده اند و حتي امروزه نيز بسيارند كه اين گونه عقيده دارند و از همين رو است كه بسياري خود را شاعر مي‌نامند بدون آنكه از اداراك شاعرانه برخوردار باشند.

اما حكايت شامي حكايت ديگري است.شامي هم شاعر با ادراكي است هم نظم پردازي است موفق و دركنار اينها طنز پردازي شيرين كار .آنچه كه شامي را به درون توده مردم كشانده دو عامل مهم است: اول طنزي مليح وگاه تلخ و دوم بيان دردهاي عامه مردم .شامي خود از جنس همين مردم است و طبيعي است كه دردهايش با همين مردم مشترك است.دردهاي اجتماعي را لمس كرده و سعي نموده كه به بهترين وجه اين رنجها را در آثارش انعكاس دهد چرا كه به قول بزرگي: »شاعر شاخك حساس اجتماع است«و شامي اين سخن را نشنيده درك كرده است.البته در اين راه شامي تنها نبوده و كسان ديگري نيز در اين وادي طبع آزمايي كرده‌اند.كريم كوهساري يا همان تمكين كرماشاني كه تنها چهار سال با شاعر »چه‌په‌گل« اختلاف سني دارد ،نمونه‌هاي موفقي از اين گونه نظم‌هاي طنز آميز اجتماعي سروده و اتفاقاً موضوعات انتخابي بيشتر در مايه‌هاي اجتماعي است .زماني كه شامي از »ريون نه‌واتي« مي‌گويد، تمكين از »قه‌نه‌كرماشان« به ستوه آمده است.طبيعي است كه اين گونه زبان براي پردازش نظم‌هاي شيرين ، خاستگاه ويژه‌ي اجتماعي داشته است و تنها شامي يك تاز عرصه نبوده است .

با نگاه اجمالي در آثار شامي مي‌توان پي برد كه اين شاعر كردي در همان حد عامه مردم با اتفاقات اطراف و اكناف آشنايي داشته و استمداد شاعرانه‌اش از دكتر مصدق و ... گواه اين مسئله است.جداي از نظم‌هاي دلنشين طنز آميز آثار شامي از جنبه‌هاي ديگر نيز قابل بررسي ‌اند كه هر كدام مي‌توانند در جايگاه و موقعيت جدا بررسي گردند .يكي از جنبه‌هاي خلق گونه‌اي از ادب مذهبي به نام نوحه سرايي است كه در سوگ امام حسين و يارانش سروده شده است.شايد شامي جزو اولين شاعران كردي سراي كرماشاني است كه گام دراين وادي نهاده است و يكي از سروده‌هايش جزو بهترين‌ها در اين وادي است.

حوسه‌ين گيان كار زه ينه ب ‌زاره بي تو  /ئه‌سير دژ‌من غه‌دار بي تو..

شامي در كنار اين سروده‌ها گاه به گاه در وادي شعر گام جدي نيز نهاده و غزليات شيوايي سروده است كه هم اكنون زبانزدند .مثل:

په‌ريشان مو! په‌ريشان ولم كه /دو چار ده‌رد پنهانم ولم كه

كه در كنار زيبايي خاصي كه دارد مي توان به اين نكته اشاره كرد كه ذهنيت شاعر در خلق اين گونه‌ي ادبي ذهنيتي فارسي است و حتي بيشتر واژه‌ها نيز كه در اين كار به خدمت گرفته فارسي مي‌باشد.كه خود مي‌تواند براي صاحبان نظر در وادي شعر كردي قابل تامل باشد.به عنوان نمونه همين بيت را اگر به فارسي برگردانيم تنها با تغييري جزئي به فارسي برگردانده مي‌شود.

پريشان مو! پريشانم ولم كه / دچار د‌رد پنهانم ولم كه

البته هيچ گونه اين نكات از شان شاعرانه‌ي شاهمراد مشتاق وطن دوست نمي‌كاهد .شامي شاعري است مردمي و آنچنان در دل مردم جا كرده است كه مي‌توان اين گونه گفت: شامي تا هميشه با مردم كرد كرماشان زنده و جاويد مي‌ماند.

جلیل آهنگرنژاد

/ 36 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد روحانی (نجوا کاشانی )

سلامتان باد ....... با نام حسين باز شد دفتر عشق روييد زخون ٍ او گل ٍ باور ٍ عشق آن سر که فراز نيزه شد شهر به شهر جانيست ازو دميده در پيکر ٍ عشق ....... التماس دعا

انجمن شاعران جوان کاشان

(چکامه) وبلاگ رسمی انجمن شاعران جوان کاشان اول و شانزدهم هر ماه به روز می شود. صميمانه مشتاق نقد و نظر شما پيرامون برنامه های انجمن و آثار اعضا هستيم.

مهراوه

به بهانه ي سالروز زايشم وبلاگم رو به روز كردم.سري به كلبه ي محقرم بزن

انجمن شاعران جوان کاشان

(چکامه) وبلاگ رسمی انجمن شاعران جوان کاشان با آثاری از مهدی فرجی- وحیدرضا گنجی- رضوان چرخکار کاشانی و مرضیه قصابی به روز است.

غندور

سلام چطوری چند وقته نقش عنصر گون در انديشه هات کمرنگ شده.............. گونگ خودا له قنگد......... که با لهجه ی خودت خيلی شيرين تره. خوش باشی

حسين ديلم كتولي

سلام دوستت دارم و ...وبه وبلاگ خانم محمدی که مطلبی در مورد داستانش دارم... و...و.و...ممنون

محمد تقوايی

سلام. از کارای خوبتون ممنون. با اجازه شما وبلاگ شمارو لینک کردم. از شما دعوت می کنم به وب نوشته های من هم سر بزنید. منتظرم. پایدار باشید

بهمن

سلام نمی دونم توی کامنت کی برات شعر نوشتم حتمن خبر بهت می رسه شاد باشی

بهزاد بهادری

به روزم با شعری که منتظر شماست. حالا چه علی خواجه ــ چه دار حلاجی ، کنم!!! باغچه ، کابوس هولوکاست را چشیده است .