کفاش خيال می کند ...

 

من اينجا هستم !

 

 

 

این بار از :مجموعه شعر طعم روزهای نیامده

{ از دیار کلهر

درهر چه آبی و سرخ

حتا سیاه سیاه

همیشه بوی شیرین آمده است }

این کفاش پیر

خیال می کند

خسرو و شیرین را یک نظامی نوشته است

او همیشه از بوی پوتین خوشش می اید

: « سرگروهبان !

دنیا دوباره شیرینی خواهد داشت ؟

{بوی واکس ترکی

سرگروهبان را همیشه مست می کند }

/ 28 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسین دیلم کتولی

سلام ...گمشده ام ...پیدایم کن ....به روزم وافتخارم حضور اهل ادب ...ممنون

دولتشاهی

سلام بر همشهری بی... نمی نويسم تا خودت حدس بزنی . نميشه به دوستان قديمی هم سر بزنيد .راستی يک سوال داشتم کتابهای علی محمد افغانی را از کجا ميشه تهيه کرد ؟کل کرج را گشتم نيافتم

افسانه ناوران

سلام جليل خان عزيز دو ماهی نبودم به روز شدم خواستی به من سری بزن

تلخون

سلام دوست قديمی . اميدوارم که حالتون خوب باشه . من خيلی وقته بروزم . خوشحال مي شم سر بزنيد . مطالبتون هم عاليند . پيروز باشيد .

مهدی تقی نژاد

سلام کارهای قشنگی بود. بعد از مدت ها حس شعر به من دست داد. سبز باشی.

ی

اگر اين کلمه شيرين نبود که چه محشری می شد .. ۹۰ درصد شاعرک ها خلع سلاح می شدن. بابا مزه شو بردين