کبریت می زند و ...

کبریت

{پر از همیشه‌ی بی من }

کبریت می زند و

می رود

تا بی اجازه ی بهار

پرندگان سبزی را در من بسوزاند ....

/ 44 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مريم حقيقت

سلام pasaghazal با مقاله ی:بینامتنیت در پسا غزل نوشته ی تورج بخشایشی به روز است امیدوارم بیایید ونظر بدهید امیدواری چراغ می شود؟ یا علی

حسين ديلم کتولی

سلام ...فند کت را به من بده می خواهم خودم را منفجرکنم....با اين باروتهای نم کشيده دلم آتش نمی گيرد...ممنون

نامه تنکا

درودو درود. زيبا بود ای شاعر کرد. کامیاب باشيد. تا بعد بدرود.

تازه های ادبی

§§§§§§§ ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ سلام*(تازه های ادبی به روز شد)* یاعلی ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~§

حسين جلال پور

سلام دوست عزيز من حرف می زنم که بيايی به ديدنم منتظر نظرات ارزشمندتون می مونم باسپاس

ارسطوکوردستانی

وقتی نقاب محور یک رنگ بودن است *دیگر چه جای دلخوشی و عشق بازی است *این عشق نیست فاجعه ی قرن اهن است *من بودنی که عاقبتش نیست بودن است* حالا به حرف های غریبت رسیده ام *فهمیده ام که خوب تو را بد شنیده ام *

هتاو

سلام امیداوارم حالتون خوب باشه نقدتون رو در مورد کتاب سعید عبادتیان دوست نداشتم‘ انگار خیلی سرسری بود.[متفکر]