بیا ای عشق ! ای اندوه روشن !

شبی می گفت مردی مانده در راه  زمستان است و تاریکی فرا پیش دل و دست زمین یخ بسته از نو تمام آسمان لبریز تشویش زمان این یادگار نامرادی سیه ژوش از حضور سرد ماتم شبیه شام عاشورای درد است حضوری خسته دارد چون محرم شبیه بی کسی دلخسته از درد ز عزلت خانه ی سرد زمین سیر پر شوق پریدن می شوم گاه کند اما مرا دستی زمینگیر چراغی کو که آویزم شبانگاه به کنج خسته ی تنهایی خویش صفایی کو بنشانم زمانی به زیر کلبه ی رویایی خویش بیا ای عشق ! ای اندوه روشن چرا خسته به راهم می گذاری ؟ جدا از خاطرات ساده ی خویش به قعر تلخ آهم می گداری من و یک کوله بار آهنگ غربت من و  آوارگی در کوچه ی درد مرا از دست تنهایی رها کن بیا ای هستی ام ای عشق برگرد فروردین هفتاد و پنج - روستای هوشیار چله     

 

اینجا انتهای تمام سبزهاست

 

 

هر غروب

در سکوتم درختی می روید

پر از ریشه ی پرندگانی سبز

که شامگاهان

عریانترین ترانه های سرزمینم را

بر غرور (( دالاهو )) می رویانند

اینجا

انتهای تمام سبزهاست

برای کرکسی که کت می پوشد و

سینه ی کاش های وحشی ایلی را

از پشت می درد.

/ 35 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا حساس

سلام دمت گرم گوشی رو بر نمی داری چرا؟

فريده

سلام... ميخونم و ... سر نميزنی؟!!

adina

سلام دوست عزيز. برنامه همايش وبلاگ‌نويس‌ها برای سه‌شنبه ۱۲ خرداد قطعيه. اگه زحمتی نيست مشخصاتتون رو به kbloger@yahoo,.com میل کنید تا هر چه سریع‌تر براتون کارت ورود به همایش صادر بشه.

نیکیار

نازنینا ! مشکل همچنان باقیست ؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!

م. آشنا

سلام استاد. زیبا بود این کارت. برايت به ياهو مسنجر پيغام فرستادم. يه نگاهی بينداز. مخلصيم

تلخون

سلام . بسيار زيبا بود و دلچسب . راستی قالب جديد مبارک . قشنگ شده . در پناه حق

ali

با سلام از دیدن وبلاگتان خوشحال شدم. لطفا از سایت های زیر دیدن فرمائید: www.lakestan.com www.lorestan.net از همکاری شما و نیز از نقطه نظراتتون خوشحال خواهیم شد با تشکر info@lorestan.net

سهیل

سلام / من اینجام اومدم / تابعد

omid

سلام آقای آهنگر نژاد.من امید بلاغتی هستم متاسفانه وب منو حذف کردن.يه وب جديد ساختم با همين آدرس به روزم خوشحال می شم سر بزنيد.